حنیفا ،ماه تابان ما

بیبی چک

1396/10/21 2:34
نویسنده : مامان شکیبا
23 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق مادر

همونطوری که تو اولین پست برات نوشته بودم، من و بابا مهدی،دقیقا اولین شب قدر یعنی 19 رمضان متوجه حضور قشنگت شدیمبوسبا اینکه تجربه دومم بود اما واقعا از دیدن دو خطه شدن بیبی چکم سر از پا نمیشناختم  و  چنان با هیجان از دستشویی پریدم بیرون که نگفته خود بابا مهدی متوجه قضیه شدخندهدخترکم ،همه این روزا رو هم  ،تو تجربه میکنی و اون موقعس که میفهمی این همه ذوق و هیجان من از چه چیزی نشیت میگرفتهبوس

چقدر راحته برات نوشتن،وقتی برای داداش امیرحسینت مینویسم کوچکترین قضایا رو انقدر باز میکنم که خودمم بعضی وقتا تعجب میکنم از همه نوشتنهای طولانی،اما وقتی برای تو مینویسم انقدر راحت و روون کلمه ها و جمله ها تو ذهنم میاد که احساس میکنم همین الان روبرومی و داری با دقت به حرفام گوش میدیبوس

بعععععععععله دختر قشنگم  اینم بگم که ما زنا بالفطره مادر متولد شدیم ،برای همینم هست که اولین بازیهای معنادارمون عروسک بازی و مراقبت از تکه پارچه ها و پلاستیکاییه که خودمون براش اسم میذاریم و مثلا میشه بچمون بوس و تموم اینا رو گفتم که به این برسم که بدونی ،یه روزی که  دخترک من ،حتی  تو سن کمم باشه و این پست رو بخونه، متوجه این حس قشنگ من میشه و میتونه این قضیه رو انقدر شبیه سازی کنه که این پکلمه ها  وجمله ها  کاملا به قلبش بشینه و تموم حسای من بهش منتقل بشهبوسآره مامان کوچولو با توام که قراره یه روزی هم ،تو این قضیه رو تجربه کنی و منم با شنیدن خبر بارداریت انقدر مشعوف بشم که نفهمم باید اون لحظه گریه کنم یا بخندمبوس

ندیده دوست دارم،مامان کوچولوی منمحبتبغل

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف