واکسن دو ماهگی
سلام مامانی
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای واکسن![]()
صبح خیلی زود ، بعد از دادن قطره استامینوفن به شما،طرفای ساعت 8 من و شما و داداش امیرحسینت رفتیم سمت خانه بهداشت و الحمدلله شلوغ نبود برای همین،سریع به محض ورود شما رو قد و وزن کردن و واکسن زدن
اونجا مرتب داداش امیرحسینت حرف میزد و منم به باباییت گفته بودم که وقتی میخوان شما رو واکسن بزنن حتما در حضور داداشت باشه تا بتونیم راحتتر توجیهش کنیم که نباید به پای شما دست بزنه و تو خونه زیاد سر و صدا نکنه تا سریعتر حالت بهتر شه
اون لحظه ای که بهت واکسن زدن شروع کردی به گریه و داداش امیرحسینت خیلی ناراحت شد ولی ما علاوه بر مسایل توجیهی که قبلا بهش اشاره کردم بهش میگفتیم که این واکسن برای سلامتی شما واجبه و خودش هم وقتی نی نی بوده برای اینکه مریضی های سخت نگیره،بهش واکسن زدیم و اصلا اصلا جنبه تنبیهی نداره
الحمد لله تو همه زمینه ها توجیه شد ولی گاهی یادش میرفت و تا میخواست تو خونه شیطونی کنه ،من بهش یاداوری میکردم که نباید صدا بدیم تا آشی استراحت کنه
الهی بمیرم برای اون دل مهربون داداشیت و بمیرم برای اون سوراخ قرمز روی پاهای کوچولوت ![]()

خدا رو شکر نه داغ شدی نه زیاد بی تابی میکردی و فقط بعضی وقتا از درد گریه میکردی و مامانی هم هر 4 ساعت بهت قطره استامینوفن میداد 20 دقیقه به 20 دقیقه هم کمپرس سرد برات میذاشتم ،که با یه تیکه یخ تو کیسه فریزر گداشته شده و پیچیده لای دستمال نخی،جای واکسنتو سرد میکردم تا خدایی نکرده پاهات گوله نکنه و درد نگیره
داداش امیرحسینت سر هیچکدوم از واکسناش تب نکرد الا 4 ماهگیش و تموم امید منم این بود که مثل داداشت شما هم نب نکنی که الحمدلله تبم نکردی.خلاصه روز اول تموم شد و روز دوم که دیگه اصلا بهت استامینوفن ندادم چون نه درد داشتی و نه تب ،اگه به خودم بود که روز اولم بهت نمیدادم اما چون پاهات درد گرفته بود و یه ذره بی تابی میکردی بهت میدادم ولی مرتب پاهاتو کمپرس گرم میکردم
روز سومم که دیگه کلا خوب خوب بودی و داداشیتم خیلی با هام همکاری کرد تو این قضیه،درسته که خیییییییییییلی شیطونه ولی الحمدلله بعضی وقتا اونجاهایی که باید همکاری بکنه،جدا میکنه
و قبل ازواکسن دو ماهگیت شیطنتای داداشیت دقیقا موقع واکسنت شده بود کابوس شبانم،همش فکر میکردم که میخواد مثل همیشه شیطنت کنه و نذاره من بهت برسم که الحمدلله به خیر گذشت و فداش بشم که انقدر فهمیدس![]()
بالاخره پروژه عظیم واکسنم تموم شد،خیلی راحتتر از چیزی بود که فکر میکردم،ارزش این همه استرسم نداشت![]()
خدایا شکررررررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بای بای واکسن تا چهارماهگی



واکسن دو ماهگی 

