حنیفا ساداتحنیفا سادات، تا این لحظه 10 ماه سن دارد
داداش امیرحسینداداش امیرحسین، تا این لحظه 3 سال و 7 ماه و 8 روز سن دارد
شروع عشق مامانی و باباییشروع عشق مامانی و بابایی، تا این لحظه 7 سال و 2 ماه و 11 روز سن دارد

حنیفا ،ماه تابان ما

ورم کردن جای واکسن بدو تولد

سلام عزیز مامان تو این بحبوحه یه روز دیدم که جای واکسن بدو تولدت مثل داداش امیرحسینت ورم کرده و توش پر آبه،ولی برعکس وقتی که برای بار اول با این تاول رو بازوی داداش امیرحسینت روبرو شدم، نترسیدم،اندفعه هیچ باکیم نبود چون میدونستم بعد از دو ماه خوب میشه و خیلی چیز عادیه و در واقع واکنش بدن بعضی از بچه ها به واکسنه که بعد از یه مدتی تبدیل به یه تاول پر از چرک میشه و به مرور زمان پاره میشه و خوب خوب میشه.تو این مدت مامانی فقط با یه دستمال تمیز تاول رو ضدعفونی میکرد و مواظب بود که دست هیشکی بهش نخوره تا تاولت زود خوب شه.بلهههههههههههههههههههه مامانی حدود دوماه طول کشید تا چرکاش خودبخود خارج شد ولی جاش مثل یه زخم عمیق بود که انگار تازه تازس و ت...
4 تير 1397

واکسن دو ماهگی

سلام مامانی وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای واکسن   صبح خیلی زود ، بعد از دادن قطره استامینوفن به شما،طرفای ساعت 8 من و شما و داداش امیرحسینت رفتیم سمت خانه بهداشت و الحمدلله شلوغ نبود برای همین،سریع به محض ورود شما رو قد و وزن کردن و واکسن زدن اونجا مرتب داداش امیرحسینت حرف میزد و منم به باباییت گفته بودم که وقتی میخوان شما رو واکسن بزنن حتما در حضور داداشت باشه تا بتونیم راحتتر توجیهش کنیم که نباید به پای شما دست بزنه و تو خونه زیاد سر و صدا نکنه تا سریعتر حالت بهتر شه اون لحظه ای که بهت واکسن زدن شروع کردی به گریه و داداش امیرحسینت خیلی ناراحت شد ولی ما علاوه بر مسایل توجیهی که قبلا...
4 تير 1397

واکسن پنتا والان و قطره فلج اطفال

سلام مامانی دیگه وقتی نزدیک دو ماهگی نی نی ها میشه تموم مادرا رو یه استرس میگیره،چون باید شاهد فرو کردن سوزن یه واکسن تو بدن جگر گوشه هاشون باشن،این صحنه خییییییییییییییلی برای مادرا ناراحت کنندس اما تنها چیزی که باعث التیام این درد تو اونا میشه تموم فواید این واکسن و ایمن موندن گلاشون از مریضی های سختیه که در صورت عدم تلحیق واکسن بهش دچار میشن شاید برات سوال پیش اومده که این واکسن پنتاوالان که باید تو 2 و 4و6ماهگی بزنی چیه؟/من یه توضیح کم برات از تو اینترنت در اوردم. واکسن پنج گانه سبب حفاظت کودک علیه 5 بیماری تهدید کننده زندگی یعنی دیفتری ، سیاه سرفه، کزاز، هپاتیت ب و هموفیلوس انفلوانزا نوع ب می شود. هر چند دیفتری، کزاز و سیاه سر...
4 تير 1397

علامت خواب

سلام همه کسم آخه مگه طرز خوابیدن یه چیز ژنتیکیه که علامت خواب شما و داداش امیرحسینت(البته وقتی سن شما بود)عین همه جفتتون تا خوابتون میگیره پاتونو میندازید رو هم منتها شما یه سری مراحل دیگه هم طی میکنی،اول دستت زیر چونت میره و در مرحله بعد زیر سرت و بعدشم خواب عمیق که البته خیلی از مواقع اون دست،همون زیر سر میمونه مثل عکسایی که تو پست قبلی برات گذاشتم ولی بعضی وقتا هم نه،عین این عکسه که برات میذارم دورت بگردم نفسم،عمرم،مونس تموم لحظه هام                     دورت بگردم،نفسم،مونس تموم لحظه هام،دوستتتتتتتتتتتت دارم   ...
4 تير 1397

روزمرگی هامون با دخملی یک ماهه

سلام مامانکم بالاخره بعد از یه سفر دو هفته ای به لاهیجان ،روز 10 فروردین برگشتیم خونه و روز 11ام چون تا 14 تعطیل رسمی بود تصمیم گرفتم که  با کمک  بابات، داداش امیرحسینتو از پوشک بگیرم که الحمدلله در طی سه روز موفق به انجام  این کار شدم،حالا چجوری و چه شکلی بماند و منم از گفتنش حس خوبی ندارم چون این یه قضیه شخصی برای داداش امیرحسینته که تو وبلاگ خودشم این پست رو  رمزدار کردم تا فقط و فقط خودش بخونه بعد از تموم شدن تعطیلات دوباره روزهای ما تکرار شد و منم با اینکه سعی میکردم که یه خونه شادی داشته باشیم و مثل گذشته بخاطر امیرحسین پرانرژی و شاد باشم ،بازم آخر شبا دیگه هیچ نایی برام نمیموند خداییش خییییییییییییییییییییلی...
3 تير 1397

برگشتن مان جون از کربلا

سلام عمرم بعد از کلی گشتن تو لاهیجان،مان جونم برگشت ایران و سریع وسایلی که از قبل آماده کره بودن رو برداشتن و هنوز خستگی راه از تنشون در نیومده بود از تهران راهی لاهیجان شدن،حتی بابام مهلت نداد بریم استقبالشون چقدرررررررررررررررررررررررررر خوشحال شدم وقتی مان جونمو دیدم انگار یه عمر بود که مان جونمو ندیده بودم ،سر تا پای وجودم شده بود شادی،آخه یکی نبود بگه زن حسابی جنابعالی با داشتن دو تا بچه باید بازم وصل باشی به مامانت؟؟؟؟؟جمع کن این لوس بازیاتوووووووووووووو؟؟؟ولی واقعا نمیشه روزی رو تصور کنم که مان جونم نباشه،مطمینم که دووم نمیارمو میمیرم،اصلا دوست ندارم در موردش فکر کنم برای همین دیگه قضیه رو بیشتر از این باز نمیکنم حنیفایی، شما ه...
3 تير 1397

یک ماهگی گلکم مبارک

سلام مامانم روز 27 اسفند یعنی دقیقا روزی که شما یک ماهه شدی ،باید قد و وزنتو میدیدیم چقدر شده؟؟؟؟بابامهدی هم تو گوگل مپ خانه بهداشت روستای سطل سر  رو بعنوان نزدیکترین خانه بهداشت گیر اورد البته شایان به ذکره که بگم،خانه بهداشت خود لاهیجان بهمون خیلی نزدیک بود ولی بابا مهدیه دیگههههههههههههههههههه چه میشه کرد؟؟؟،فوق العاده خوش سفر و اهل گردش و تفریح منم پیشنهادشو برای رفتن به سطل سر که  جز جاهایی بود که تا حالا نرفته بودیم رو ،پذیرفتم ،چون هم یه هوایی میخوردیم و  وهم کارمونم انجام میدادیم به این میگن یه تیر و دو نشون وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای حنیفاااااااااااا،عجب جاده زیبایی...
3 تير 1397

اولین مسافرت شما به لاهیجان

سلام نفسم 25اسفند قرار شد برای تعطیلات عید بریم ویلای بابارضا تو لاهیجان البته این تصمیم به سفرمون عین تموم تصمیم گیریهای دیگمون برای سفر ضرب الاجلی و آنی بود،برای همین دو روز جلوتر از تاریخ شنوایی سنجی شما راهی بیمارستان امید شدیم که الحمدلله همه چیز اوکی بود و فقط موند قد و وزن یک ماهگیتون که اونم تو خود لاهیجان برات انجام دادیم بعد از شنوایی سنجی سریع برگشتیم خونه و همه وسایلامونو جمع کردیم در حین جمع کردن وسیله ها،یاد اون موقع ها افتادم که با بابا مهدیت کل ایرانو می گشتیم و برای سفرای چندین روزمون سر جمع تموم  وسایل و لباسامون توی یک ساک کوچیک خلاصه میشد،با بدنیا اومدن داداش امیرحسینت علاوه بر اون ساک کوچیک دو تا ساک بزرگ که برا...
3 تير 1397